گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره
پیوند عاشقانه ماپیوند عاشقانه ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره
زهرا خانومیزهرا خانومی، تا این لحظه: 2 سال و 20 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

مامان هستم متولد ۶۳. امیدوارم شاد سالم و صالح باشین

بدون شرح

علی علاقه زیادی به چیزای کوچولو دوست داره . برا همین براش گوجه فرنگی کوچولو خریدم . بابایی هم از باغ محمودآبادمون براش هندونه آوردند .   ...
31 مرداد 1392

جايزه علي

بعد اين كه علي همه كارت هايي كه برايش درست كردم را خوند و ياد گرفت برايش بن بن بن گرفتم . خانم دايي هم كه رفته بودند تهران براي علي جايزه يه سري ماژيك جادويي و يه طوطي سخن گو با يه عالمه خوردني خوشمزه گرفتند . ممنون .     تازگيا تلوزيون بالابالا خيلي تبليغ مي كنه . علي هم خيلي دوست داشت و من هم سري كامل بن بن بن را برايش گرفتم و خيلي استقبال كرد و با خاله فامه و خانوم داييش تمرين مي كنه . به خاله فاطمه ميگه خانوم معلم . ...
31 مرداد 1392

ميكرو

ما كه بجه بوديم تابستونا كارمون شده بود بازي با ميكرو ، سگا ، سوني و .... بازياي قارچ خور و هواپيما و بمب و تفنگ و ... يادش بخير . اين روزا كه ما خونه مامان هستيم ، بابا مرتضي بعد از تفحص از انباري خونه مامان تونست يه وسيله بازي براي علي پيدا كنه . ميدونيد چي بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ميكرو اول همه فكر ميكردند خرابه . اما از اونجا كه بابا يه مهندس تمام عياره ، بازش كرد و درستش كرد . بعد اون هم همگي نشستيم بازي . ميدونيد چه جوري ؟ يه دسته بازي دست علي و با اون دسته ديگه خودمون بازي ميكرديم . طفلي علي فكر ميكرد اين خودشه كه بازي ميكنه . ...
31 مرداد 1392

علي و بازي

سه شنبه 22 مرداد 92 علي جانو امشب برديم پارك توحيد . خاله فاطمه و خانوم دايي ميترا هم با ما اومدند . بعد از پارك توحيد رفتيم پارك صياد . از اونجا هم براي ياداوري عروسي دايي رفتيم هتل كوهستان . اون شب خيلي خوش گذشت . به علي جون بيشتر .   ...
31 مرداد 1392

عيد فطر 92

اين روزا برق خونمون قطع شده براي همين ديگه نمي تونيم خونمون باشيم و هر شبي خونه يكي از آشنايان هستيم ( خودش صفايي داره ) عيد فطر صبحش بعد خوردن صبحانه خونه مامان ، رفتيم محمودآباد اونجا هم اول عيد ديدني رفتيم خونه مادربزرگ عزيزم بعدش خونه عموي مهربانم بعد هم عموجان ما رو دعوت باغشون كردند . بازي علي اقا با كفشدوزك   بعد ازظهر ساعت 3 باران گرفت ، چقدر هوا دلپذير شد شكار لحظه ها . رنگين كمان ببينين   ...
20 مرداد 1392

نتايج نهايي مسابقه ني ني ويلاگ

با تشكر از همه 111 نفري كه به علي جونم راي دادن و با تبريك به همه دوستام كه ني ني هاي نازشون راي آوردن . اين هم نتيجه مسابقه ني ني شكمو كه مدتي ما رو به تلاش براي جمع آوري راي واداشت و جالب اين كه به خاطر جمع آوري راي به خيلي از دوستام اس دادم و اونا تماس گرفتن و حال و احوال كرديم و ... ممنون ني ني وبلاگ كه باعث ارتباط هاي ما شدي ... خيلي آمار بازديدكنندگان هم رفته بالا چون ديگه حالا خيلي از فاميل و آشنايان به وبلاگ پسرم سر ميزنن و از اين طريق از حال هم آگاه ميشيم . اينم آمار منتشر شده توسط ني ني وبلاگ عزيزم ...
20 مرداد 1392

پست ثابت يه زماني

    واي مسابقه     نياز دارم به راي شما براي اولين بار علي جونم داره توي يه مسابقه كشوري شركت ميكنه به راي شما نياز داره ممنون ميشم كادوي تولد شما به پسرم يك پيامك حاوي عدد 322 به 2000 8080 200 باشه پيشاپيش ازتون ممنونم   خوشحال ميشيم اگه يكي از كدهاي انتخابي شما كد ما 322 باشه شما هم با دادن اين پيام يه شانس تو برنده شدن داريد به وبلاگ گل پسرم خوش آمديد   ...
20 مرداد 1392